ترجمه "viti" به فارسی
تاک, موها, درخت انگور بهترین ترجمه های "viti" به فارسی هستند.
viti
noun
feminine
دستور زبان
-
تاک
nounParagonò se stesso a una vite e i suoi discepoli a tralci.
او خود را به تاکی تشبیه کرد و پیروان مسحشدهٔ خود را به شاخههای آن تاک.
-
موها
Dovremmo essere decisi a non farci influenzare dalla vite della terra.
ما باید مصمم باشیم که هرگز تحت تأثیر «مو زمین» قرار نگیریم.
-
درخت انگور
Spiegò che lui stesso era la vite e i suoi seguaci erano i tralci (Giov.
همچنین او خود را به درخت انگور و شاگردانش را به شاخهها تشبیه کرد.
-
ترجمه های کمتر
- رز
- موها (درخت)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " viti " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "viti" با ترجمه به فارسی
-
زندگی دیگران
-
نپوویروس برگبادبزنی مو
-
derakht-e mou · mou · pic · pīḫ · raz · tâk · تاک · درخت مو · رز · مو · پیچ
-
ویروس برگقاشقی مو
-
dolmé
-
بست قورباغهای
-
ویروس برگقاشقی مو
-
نپوویروس برگبادبزنی مو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن