ترجمه "vivido" به فارسی
تصویری, مصور, واقعی بهترین ترجمه های "vivido" به فارسی هستند.
vivido
adjective
masculine
دستور زبان
-
تصویری
adjectiveLe parole di Giuda descrivono in maniera davvero vivida ciò che non vogliamo diventare.
تصویری را که کلام یهودا در اینجا ترسیم میکند، دقیقاً همان چیزیست که ما نمیخواهیم باشیم.
-
مصور
adjective -
واقعی
adjectiveUna visione, con immagini così vivide da sembrare reali, lo trasportò lontano da lì.
سپس یَهُوَه با الهام رؤیایی شگفتانگیز به خَنوخ آرامش بخشید؛ رؤیایی که برای خَنوخ بسیار واقعی بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vivido " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن