ترجمه "volontario" به فارسی

dâvtalab, ekhtiyâri, اختیاری بهترین ترجمه های "volontario" به فارسی هستند.

volontario adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • dâvtalab

  • ekhtiyâri

  • اختیاری

    adjective

    Vi offro un esempio significativo: uno studio condotto sui piani di pensionamento volontario.

    برایتان یک مثال خیلی بارز میزنم یک تحقیقی انجام شدهبود درباره سرمایهگذاری اختیاری برای دوران بازنشستگی

  • داوطلب

    noun masculine

    Hanno un sacco di donne che si offrono volontarie intorno a loro.

    آنها همیشه تعداد زیادی داوطلب زن در کنارشان دارند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " volontario " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "volontario" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "volontario" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه