ترجمه "volume" به فارسی
حجم, hajm, jeld بهترین ترجمه های "volume" به فارسی هستند.
volume
noun
masculine
دستور زبان
Ciascuna parte di un'opera maggiore. [..]
-
حجم
nounparametro di un sistema termodinamico [..]
Uno dei migliori fattori per prevederlo è semplicemente il volume di composizioni che hanno creato.
یکی از بهترین معرف ها حجم خالص آهنگ هایی است که ساخته اند.
-
hajm
-
jeld
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- جلد
- بلندی صدا
- تنه
- جثه
- دوره
- صدا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " volume " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Volume
-
حجم ذخیرهسازی
تصاویر با "volume"
عباراتی شبیه به "volume" با ترجمه به فارسی
-
انتگرال حجمی
-
دستگاه تصویرفوری دیسک
-
تنفس · تهويه ريوي · حجم تنفسي · سوخت و ساز تنفسي · نفسكشيدن
-
افشانش حجم كاهشيافته · افشانش کمحجم
-
نرخهای آبیاری
-
حجم خون · حجم پلاسما
-
بافریاد گفتن · جار زدن
-
جمعشدگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن