ترجمه "votare" به فارسی
raʼy dâdan, رای دادن بهترین ترجمه های "votare" به فارسی هستند.
votare
verb
دستور زبان
-
raʼy dâdan
-
رای دادن
verbMolti pensano che votare a distanza di qualche anno per dei leader distanti dalle sfide quotidiane sia inutile.
خیلیها فکر میکنند چند سال یکبار رای دادن به رهبرانی که از چالشهای روزانه آنها دورند بیهوده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " votare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "votare" با ترجمه به فارسی
-
nazr · raʼy · رأی · رایگیری · نذر · ورقه رای
-
مشارکت انتخابات
-
nomré
-
رأی مخفی
-
رأی انتقالپذیر
-
رأی اعتراضی
-
رای دهنده
-
رأیگیری امتیازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن