ترجمه "water" به فارسی
توالت, دستشویی, سیفون بهترین ترجمه های "water" به فارسی هستند.
water
noun
masculine
دستور زبان
Stanza equipaggiata con un water per urinare e defecare.
-
توالت
nounapparecchio sanitario [..]
Per questo continuo a lavorare, anche se per uno spazzolone del water.
به همین دلیله که من کارم رو ادامه میدم ، حتي اگه برای یک برس توالت باشه !
-
دستشویی
noun masculineStanza equipaggiata con un water per urinare e defecare.
Ho aggiustato il water, pulito casa, e preso una nuova lavatrice.
دستشویی رو درست کردم خونه رو تمیز کردم یه لباسشویی جدید واسه تون آوردم
-
سیفون
noun masculinesapevate che tirando lo sciacquone nebulizzate i rifiuti del water,
به محض کشیدن سیفون قدری از محتویات به شکل ذرات معلق در هوا می ماند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " water " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "water"
عباراتی شبیه به "water" با ترجمه به فارسی
-
سیفون
-
واترپلو
-
توالت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن