ترجمه "wireless" به فارسی
بی سیم, مخابرات بیسیم بهترین ترجمه های "wireless" به فارسی هستند.
wireless
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
بی سیم
Molti di voi sanno cosa voglia dire ricercare reti wireless.
خیلی از ما با مفهوم جستجوی شبکه های بی سیم آشنایی داریم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wireless " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Wireless
-
مخابرات بیسیم
comunicazione tra dispositivi elettronici che non fa uso di cavi
عباراتی شبیه به "wireless" با ترجمه به فارسی
-
شبکهٔ توری
-
شبکه بیسیم
-
شبکههای بیسیم پهنباند
-
پروتکل کاربردی بیسیم
-
Body Area Network
اضافه کردن مثال
اضافه کردن