ترجمه "zenzero" به فارسی

زنجبیل, zanjefil, حرارت بهترین ترجمه های "zenzero" به فارسی هستند.

zenzero noun masculine دستور زبان

Pianta perenne che ha rizomi aromatici densamente ramificati e steli verdeggianti.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زنجبیل

    noun

    Pianta perenne che ha rizomi aromatici densamente ramificati e steli verdeggianti.

    Peccato non avessi idea di cosa fosse una birra allo zenzero!

    مهم نبود که من حتی نمی دانستم که آبجو زنجبیل (جینجه بیر) اصلا چه چیزی بود!

  • zanjefil

  • حرارت

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " zenzero " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Zenzero
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زنجبیل

    noun

    Zenzero fresco, tazze in vero rame, la lavorazione.

    زنجبیل تازه توی پاتیل واقعی

تصاویر با "zenzero"

عباراتی شبیه به "zenzero" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "zenzero" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه