ترجمه "zinco" به فارسی
روی, ruy, روح بهترین ترجمه های "zinco" به فارسی هستند.
zinco
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
روی
nounelemento chimico con numero atomico 30
In pratica, circa metà della popolazione mondiale ha carenza di ferro, zinco, iodio e vitamina A.
اساسا، حدود نیمی از جمعیت جهان کمبود آهن، روی، ید و ویتامین آ دارند.
-
ruy
noun masculine -
روح
noun masculine -
روی (عنصر شیمیایی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zinco " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "zinco"
عباراتی شبیه به "zinco" با ترجمه به فارسی
-
زینک فسفید · فسفید روی
-
پیریتیون روی
-
پروتوپورفیرین روی
-
استئارات روی
-
روی سولفید
-
استات روی
-
یدید روی
-
روی اکسید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن