ترجمه "zio" به فارسی
عمو, خالو, دائی بهترین ترجمه های "zio" به فارسی هستند.
zio
noun
masculine
دستور زبان
Fratello del padre o della madre di qualcuno. [..]
-
عمو
nounfratello di un genitore
Lo zio Bob ci ha invitati a cena.
عمو باب ما را برای نهار دعوت کرد.
-
خالو
noun -
دائی
nounInfatti, lo zio di Gayla è ancora vivo, e sta imparando a ballare il valzer.
در حقیقت، دائی گیلا تا به امروز زنده است، و رقص والس را یاد میگیرد.
-
ترجمه های کمتر
- dâʼi
- ʼamu
- دایی
- عم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "zio" با ترجمه به فارسی
-
خالو · دائی · دایی
-
عمو
-
عمو سام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن