ترجمه "zoccola" به فارسی
جنده, فاحشه بهترین ترجمه های "zoccola" به فارسی هستند.
zoccola
noun
feminine
دستور زبان
-
جنده
noun -
فاحشه
nounTrovatemi tutte le balie, le zoccole che allattano e le mammelle alla spina della città.
تمام پرستارا رو برام پيدا کنيد ، فاحشه هاي شيرده تو شهر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zoccola " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "zoccola" با ترجمه به فارسی
-
kafsh-e ciubi · sm · som · ازاره · ته ستون · سم · سمها · سُم · سپل · پابند · پای کوبیدن · پایه ستون · پایه مجسمه · کفش چوبی · کفشک
-
سمها · سُم
-
نعلزنی
-
بيماريهاي سم · بيماريهاي چنگال · بیماریهای پا · درماتيت پا · لامينيتها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن