ترجمه "Lor" به فارسی
شمال, شمال بهترین ترجمه های "Lor" به فارسی هستند.
Lor
-
شمال
nounYésus lan para muridé lagi perjalanan menyang arah lor ing Galiléa.
حال عیسی و شاگردانش عازم جلیل بودند و به سمت شمال میرفتند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Lor " به فارسی
-
Glosbe Translate
ترجمه با املای جایگزین
lor
adjective
noun
دستور زبان
-
شمال
nounYésus lan para muridé lagi perjalanan menyang arah lor ing Galiléa.
حال عیسی و شاگردانش عازم جلیل بودند و به سمت شمال میرفتند.
تصاویر با "Lor"
عباراتی شبیه به "Lor" با ترجمه به فارسی
-
ایرلند شمالی
-
کره شمالی
-
ایرلند شمالی
-
قطب شمال
-
مجمعالجزایر ماریانای شمالی
-
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی
-
دریای شمال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن