ترجمه "ibu" به فارسی

مادر ترجمه "ibu" به فارسی است.

ibu
+ اضافه کردن

جاوه‌ای-فارسی فرهنگ لغت

  • مادر

    noun

    Aku ngejak ibu, mbakyu, lan adhi-adhiku teka ing pakumpulan ibadah kuwi.

    مادر و خواهر و برادرانم را تشویق کردم که در آن جلسات شرکت کنند، آنان هم آمدند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ibu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "ibu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ibu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه