ترجمه "jaran" به فارسی
اسب, اسپ, اسب بهترین ترجمه های "jaran" به فارسی هستند.
jaran
noun
دستور زبان
-
اسب
nounSenajan ana akèh upaya kanggo ngatasi masalah kuwi, jaran ireng lan sing nunggang terus maju.
با وجود تلاشهای بسیاری برای رساندن غذا به گرسنگان، سوار اسب سیاه همچنان به پیش میتازد.
-
اسپ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jaran " به فارسی
-
Glosbe Translate
ترجمه با املای جایگزین
Jaran
Jaran (shio)
-
اسب
nounSenajan ana akèh upaya kanggo ngatasi masalah kuwi, jaran ireng lan sing nunggang terus maju.
با وجود تلاشهای بسیاری برای رساندن غذا به گرسنگان، سوار اسب سیاه همچنان به پیش میتازد.
تصاویر با "jaran"
عباراتی شبیه به "jaran" با ترجمه به فارسی
-
اسب آبی
-
مسابقه اسبدوانی
-
اسب دریایی
-
هرسشو، کارولینای شمالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن