ترجمه "lindhu" به فارسی

بومهن, زلزله, زمینلرزه بهترین ترجمه های "lindhu" به فارسی هستند.

lindhu
+ اضافه کردن

جاوه‌ای-فارسی فرهنگ لغت

  • بومهن

  • زلزله

    noun

    Ana sedulur sing susah merga lindhu, banjir, lésus, tsunami, utawa bencana liyané.

    بسیاری از برادرانمان با مصیبتهایی همچون زلزله، سیل، توفان، سونامی و دیگر بلایای طبیعی روبرو بودهاند.

  • زمینلرزه

    noun

    Kuwi tandha nèk ramalan bab lindhu iki kelakon ing jaman saiki.

    از سال ۱۹۱۴ تا کنون بیش از یک میلیون نفر بر اثر وقوع زمینلرزه جان خود را از دست دادهاند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lindhu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lindhu
+ اضافه کردن

جاوه‌ای-فارسی فرهنگ لغت

  • زمینلرزه

    noun

    خروج ناگهانی انرژی از پوسته زمین که باعث ایجاد موج میشود

    Kuwi tandha nèk ramalan bab lindhu iki kelakon ing jaman saiki.

    از سال ۱۹۱۴ تا کنون بیش از یک میلیون نفر بر اثر وقوع زمینلرزه جان خود را از دست دادهاند.

اضافه کردن

ترجمه های "lindhu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه