ترجمه "frater" به فارسی
برادر, بَرادَر, راهب صومعه بهترین ترجمه های "frater" به فارسی هستند.
frater
noun
masculine
دستور زبان
-
برادر
noun masculine -
بَرادَر
-
راهب صومعه
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frater " به فارسی
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Frater
-
برادر
noun -
برادر روحانی
-
همنیا
تصاویر با "frater"
عباراتی شبیه به "frater" با ترجمه به فارسی
-
دخترخاله · دختردائی · دخترعمه · دخترعمو · پسرخاله · پسردائی · پسرعمه · پسرعمو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن