ترجمه "insula" به فارسی
جزیره, جَزِیرَه, jazire بهترین ترجمه های "insula" به فارسی هستند.
insula
noun
feminine
دستور زبان
-
جزیره
nounErant insulae in mari.
در دریا جزیره ها وجود داشتند.
-
جَزِیرَه
-
jazire
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- آداک
- لیل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insula " به فارسی
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Insula
proper
feminine
دستور زبان
-
لیل
Insula (urbs)
-
جزیره
nounخشکیای که در میان آب محصور شده است
Insulae in mari sunt.
در دریا جزیره هایی وجود دارند.
تصاویر با "insula"
عباراتی شبیه به "insula" با ترجمه به فارسی
-
جزیره آتشفشانی
-
جرزی
-
لانگ آیلند
-
فیجی
-
کیپ ورد
-
ǧazāir Bāliār
-
مالدیو
-
سنت هلن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن