ترجمه "Įprotis" به فارسی
عادت, رسم, عادت بهترین ترجمه های "Įprotis" به فارسی هستند.
Įprotis
-
عادت
nounToks įprotis padėjo sutelkti mintis į tai, ką turiu, o ne į tai, ko neturiu.
این عادت به من کمک کرد که افکارم را بر آنچه داشتم متمرکز کنم، نه آنچه نداشتم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Įprotis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
įprotis
-
رسم
noun masculine -
عادت
noun masculineToks įprotis padėjo sutelkti mintis į tai, ką turiu, o ne į tai, ko neturiu.
این عادت به من کمک کرد که افکارم را بر آنچه داشتم متمرکز کنم، نه آنچه نداشتم.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن