ترجمه "Interviu" به فارسی
مصاحبه, مصاحبه, اینترویو بهترین ترجمه های "Interviu" به فارسی هستند.
Interviu
-
مصاحبه
noun10 min. Interviu su lauko tarnybos grupės prižiūrėtoju.
۱۰ دقیقه: مصاحبه با یکی از سرپرستان گروه موعظه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Interviu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
interviu
noun
masculine
دستور زبان
-
مصاحبه
nounPaimk interviu iš skelbėjo, kuris anksčiau toks buvo.
با مبشّری مصاحبه کنید که همسرش شاهد یَهُوَه بوده، اما خود او بعدها شاهد یَهُوَه شده است.
-
اینترویو
masculine
عباراتی شبیه به "Interviu" با ترجمه به فارسی
-
مصاحبه کاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن