ترجمه "avis" به فارسی
گوسفند, قوچ, میش بهترین ترجمه های "avis" به فارسی هستند.
avis
noun
feminine
دستور زبان
-
گوسفند
nounTad iš virvučių susisukęs rimbą jis išvaikė galvijus bei avis.
به همین خاطر تازیانهای از ریسمان ساخت و گلّههای گاو و گوسفند را از معبد بیرون راند.
-
قوچ
noun -
میش
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " avis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Avis
-
گوسفند
nounگونهای از گوسفندسانان
Avis galbūt klaidžiojo dieną naktį nepažįstamose vietose, gal netgi bėgo nuo persekiojančių liūtų.
گوسفند گمشده احتمالاً چند شبانهروز در منطقهای غریب سرگردان بود و امکان داشت شیران به او حمله کنند.
تصاویر با "avis"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن