ترجمه "ligonis" به فارسی
بیمار, مریض بهترین ترجمه های "ligonis" به فارسی هستند.
ligonis
Noun
masculine
دستور زبان
-
بیمار
noun masculineSveikiems šeimos nariams gali reikėti laikytis tyliai, kad ligonis pailsėtų.
اعضای سالم خانواده ممکن است مجبور باشند سکوت را رعایت کنند تا شخص بیمار بتواند استراحت کند.
-
مریض
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ligonis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ligonis"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن