ترجمه "lova" به فارسی
بستر, رختخواب, تختخواب بهترین ترجمه های "lova" به فارسی هستند.
lova
noun
feminine
دستور زبان
-
بستر
nounŽiūrėkite, kad ligonis ir jo lova būtų kiek įmanoma švarūs.
تا حد ممکن بیمار و بستر او را پاکیزه نگاه دارید.
-
رختخواب
noun -
تختخواب
Visą savaitę mano lova buvo vonia. Bet užtat kaip prasmingai tas dienas praleidome ir kaip vienas kitą pastiprinome!
در آن هفته، تختخواب من وان حمام بود. ولی حقیقتاً هفتهای شاد و روحانی را با هم گذراندیم!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lova " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lova
-
تختخواب
Visą savaitę mano lova buvo vonia. Bet užtat kaip prasmingai tas dienas praleidome ir kaip vienas kitą pastiprinome!
در آن هفته، تختخواب من وان حمام بود. ولی حقیقتاً هفتهای شاد و روحانی را با هم گذراندیم!
تصاویر با "lova"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن