ترجمه "stora" به فارسی

فربه, چاق بهترین ترجمه های "stora" به فارسی هستند.

stora
+ اضافه کردن

لیتوانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فربه

    adjective feminine
  • چاق

    adjective feminine

    Ji bando padaryti mane stora, kad man nebetiktų suknelė!

    پس بگو براي اينكه لباس اندازه من نشه دست بكار شدن منو چاق كنن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stora " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "stora" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه