ترجمه "Hazo" به فارسی
چوب, دار, درخت بهترین ترجمه های "Hazo" به فارسی هستند.
-
چوب
nounTranolay lehibe izy io, ary mahitsizoro. Hazo maromaro no narafitra mba hampitsangana azy.
مَقْدَس (یا مکان مقدّس) ساختاری مستطیل شکل داشت و در واقع چادری عظیم با چارچوبی از جنس چوب بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Hazo " به فارسی
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
دار
Suffix nounNahoana isika no mila mandà tena sy mitondra ny hazo fijaliantsika ary manaraka an’i Jesosy Kristy mandrakariva?
چرا انکار خود، برداشتن چوبهٔ شکنجه و همواره به دنبال عیسی مسیح رفتن، بسیار اهمیت دارد؟
-
درخت
nounAnkehitriny, raha tsy nataontsika grefy ireo sampana ireo dia mety ho efa maty ilay hazo.
اینک، اگر ما این شاخه ها را پیوند نزده بودیم، آن درخت از بین می رفت.
-
شجر
noun -
چوب
nounAzo antoka fa trano maro vita tamin’ny hazo na bozaka na mololo no potika tanteraka.
بسیاری از ساختمانهایی که از چوب، علف خشک، و یا کاه ساخته شده بودند با خاک یکسان شدند.
عباراتی شبیه به "Hazo" با ترجمه به فارسی
-
ناژو
-
رأس
-
تورب · پوده