ترجمه "kely" به فارسی
ب, برنا, بی بهترین ترجمه های "kely" به فارسی هستند.
kely
-
ب
Letterb) Inona no azon’ny rahalahy iray atao mba hitondrany tena toy ny “kely indrindra”?
ب) یک برادر مسیحی با چه رفتاری میتواند نشان دهد که «کوچکتر» میباشد؟
-
برنا
adjective -
بی
Prefix noun adposition24 Ary efa nataonao taminay izay tsy nahafahanay nanoratra afa-tsy kely, noho ny fitavozavozan’ ny tananay.
۲۴ و تو ما را قادر کرده ای که ما، به سبب بی مهارتیِ دست هایمان بتوانیم تنها کمی بنویسیم.
-
ترجمه های کمتر
- زنبور عسل
- كوچِک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kely " به فارسی
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kely" با ترجمه به فارسی
-
كوتوله
-
بوس
-
بزغاله · بَچِّه · بچه · جوانک · سوراخ کس · طفل · فرزند · کودک
-
پنجره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن