ترجمه "Abang" به فارسی
برادر, برادر, انگبین بهترین ترجمه های "Abang" به فارسی هستند.
Abang
-
برادر
nounAbang itu memanjat ke atas kaunter dapur, membuka kabinet, dan mendapati tiub baru ubat krim.
برادر بزرگتر بالای پیشخان آشپزخانه رفته، کابینتی را باز کرد، و یک لولۀ جدید از پماد پیدا کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Abang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
abang
noun
دستور زبان
-
برادر
noun masculineSaya rasa saya juga akan potong jantung abang dia.
حدس ميزنم ، که قلب برادر اشتباهي رو در آوردم.
-
انگبین
noun -
برادر خوانده
noun
-
ترجمه های کمتر
- رفیق
- شخص تابع
- شخص وابسته
- شهد
- مورد علاقه
- هم اطاق
عباراتی شبیه به "Abang" با ترجمه به فارسی
-
برادر ناتنی · نابرادری
-
برادر خوانده
-
هیور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن