ترجمه "Ayah" به فارسی
پدر, پدر, بابا بهترین ترجمه های "Ayah" به فارسی هستند.
Ayah
-
پدر
nounعضو درجه یک خانواده و مسئول اول
Kau tunggu sampai Ayah tiada supaya tak ada yang menghentikan kau.
صبر کردي تا پدر بميره تا کسي جلويت رونگيره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ayah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
ayah
noun
-
پدر
nounIblis telah terlucut hak keistimewaan kudus untuk menjadi seorang suami atau ayah.
او امتیاز مقدّس شوهر یا پدر بودن را باخته است.
-
بابا
noun masculineDia meninggal sebelum kau lahir, tetapi percayalah kau memiliki seorang ayah.
اون قبل از اينکه تـو بدنيا بياي مُرده ، ولي بابا داشتي.
-
باباجان
noun
-
ترجمه های کمتر
- تازه کار
- جد
- سلف
- موسس
- مولد
- پاپ
- پاپا
- کشیش ناحیه
عباراتی شبیه به "Ayah" با ترجمه به فارسی
-
خسر · پدرزن · پدرشوهر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن