ترجمه "Botol" به فارسی
بطری, بطری, شیشه بهترین ترجمه های "Botol" به فارسی هستند.
Botol
-
بطری
nounAku dapat botol ni dari sana, Slivovitz tu.
يادم مياد يه بطری از نوشيدنی های محلی اونجا رو داشتم ، اسليوتيز!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Botol " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
botol
noun
دستور زبان
-
بطری
nounAku dapat botol ni dari sana, Slivovitz tu.
يادم مياد يه بطری از نوشيدنی های محلی اونجا رو داشتم ، اسليوتيز!
-
شیشه
nounMacam botol air lagi.
به نظر یک شیشه ی آب دیگر است
عباراتی شبیه به "Botol" با ترجمه به فارسی
-
دلفین پوزهبطری
-
تنگراه · تنگنا · تنگه
-
احمق · الکلی · ترشی · خمار · دارای الکل · میخواره
-
چوبپنبه
-
احمق · الکلی · ترشی · خمار · دارای الکل · میخواره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن