ترجمه "Bulu" به فارسی
خز, پر, خز بهترین ترجمه های "Bulu" به فارسی هستند.
Bulu
-
خز
nounTak tahulah kau bodoh atau buta, Tapi itu bulu.
خب ، تو يا کوري يا احمق اما اين خز هستش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bulu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bulu
noun
-
پر
nounSaya rasa di sini perlukan bulu pelepah baru Profesor.
فكر كنم بايد به يک پر ديگه احتياج داشته باشه پروفسور
-
خز
nounTak tahulah kau bodoh atau buta, Tapi itu bulu.
خب ، تو يا کوري يا احمق اما اين خز هستش
-
مو
nounPada mulanya ia dikenalpasti sebagai bulu tikus.
چون دفعه ي اول تشخيص هويت درست انجام نشد چيزي شبيه يه جانور جونده مو رو جويده بود
-
ترجمه های کمتر
- تل
- روکش
- پت
- پر وبال
- پروبال
- پوست خام
- کرک
عباراتی شبیه به "Bulu" با ترجمه به فارسی
-
کرک کشمیری
-
موهای آندروژنیک
-
تازیانه · تسمه · شلاق · مژه · مژگان
-
پر
-
پر
-
نخ پشم · پشم · کرک
-
موی عانه
-
زهار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن