ترجمه "Bumi" به فارسی
زمین, زمی, زمین بهترین ترجمه های "Bumi" به فارسی هستند.
Bumi
noun
-
زمین
nounIni benar bagi setiap orang yang pernah hidup di bumi.
این در بارۀ هر کسی که در روی زمین زندگی کرده است حقیقت دارد.
-
زمی
noun proper
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bumi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bumi
noun
-
زمین
nounIni benar bagi setiap orang yang pernah hidup di bumi.
این در بارۀ هر کسی که در روی زمین زندگی کرده است حقیقت دارد.
-
خاک
nounKami yakin serangan pengganas keatas bumi Amerika adalah benar.
ما تشخيص داديم که حمله تروريستي به خاک آمريکا حتمي هست
-
سرزمین
noun
-
ترجمه های کمتر
- با خاک پوشاندن
- تملک زمین
- زراعت
- ستاره سیار
- کره ذمین
- کشاورزی
- گوی
عباراتی شبیه به "Bumi" با ترجمه به فارسی
-
پوسته
-
سیاست زمین سوخته
-
بومهن · زلزله · زمین لرزه · زمینلرزه
-
مواد نفتی · نفت · نفت خام
-
زمینلرزه
-
عنصرهای خاکی کمیاب
-
علوم زمین
-
زمینشناسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن