ترجمه "Emas" به فارسی

طلا, طلایی, طلا بهترین ترجمه های "Emas" به فارسی هستند.

Emas
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • طلا

    noun

    نوعی فلز واسطه ارزشمند

    Dia berkata,"James Veitch, kami akan menghantar Emas kepada anda."

    او گفت،« جیمز ویتک عزیز، ما باید برایت طلا ارسال کنیم.»

  • طلایی

    adjective

    Dan sudah tentu bukan sahaja orang agama yang percaya kepada Aturan Emas itu.

    و بطور حتم فقط مردم مذهبی نیستند که به قانون طلایی اعتقاد دارند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Emas " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

emas noun دستور زبان
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • طلا

    noun

    Kalau awak setuju untuk membantunya, dia akan membayar emas seberat awak.

    اگه موافق باشی که بهش کمک کنی ، به اندازه ی وزنت بهت طلا میده.

  • زر

    noun
  • زرین

    Seekor menelan, seekor lagi memakai mahkota bunga emas.

    یکیشان داشت دیگری را که تاجی از گُل های زرین بر سر داشت می بلعید

  • ترجمه های کمتر

    • طلایی

تصاویر با "Emas"

عباراتی شبیه به "Emas" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Emas" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه