ترجمه "Hari" به فارسی
روز, روز, روز روشن بهترین ترجمه های "Hari" به فارسی هستند.
Hari
-
روز
nounHari itu hari Ahad yang biasa, pertemuan yang biasa, dengan ahli-ahli Gereja yang biasa.
آن روز یکشنبۀ معمولی بود، یک جلسۀ معمولی، با اعضای معمولی کلیسا.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Hari " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
hari
noun
دستور زبان
-
روز
nounDi dunia yang semakin gelap, cahaya Gereja akan bersinar dengan semakin terang sampai kepada hari yang sempurna.
در یک دنیای تاریک، نور کلیسا روشنتر و روشنتر خواهد شد تا یک روز کامل.
-
روز روشن
nounSecara mukjizat, siang hari menjadi gelap seperti malam.
در آن موقع، روزِ روشن به طور معجزهآسایی به تاریکی تبدیل شد.
-
روشنی روز
noun
-
ترجمه های کمتر
- شبانه روز
- شبانَه روز
- مدت روز
- هنگام روز
عباراتی شبیه به "Hari" با ترجمه به فارسی
-
شنبه
-
یکشنبه
-
روز ملی
-
عاشورا
-
ظهر
-
امروز
-
بالاترین نقطه · روز · روز روشن · روشنی روز · ظهر · مدت روز · نیمروز · هنگام روز
-
ماتا هاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن