ترجمه "Kepala" به فارسی

سر, کله, سر بهترین ترجمه های "Kepala" به فارسی هستند.

Kepala
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سر

    noun

    Selaku Kepala sidang, Yesus mungkin membimbing kita dalam cara yang sama.

    عیسی سر جماعت ممکن است ما را نیز به همین گونه هدایت کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kepala " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kepala noun
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کله

    noun

    Saya bebaskan kepala jijik dia dari bahunya yang buruk.

    من کله بدترکیبشو از شونه های بدبختش آزاد کردم.

  • سر

    noun

    Tiada kepala lain yang akan muncul pada binatang buas.

    قبل از نابودی این وحش سر دیگری پدیدار نمیشود.

  • سَر

    noun

    Batu itu mengena kepala Goliat lalu dia jatuh dan mati!

    سنگ درست به سَر جُلیات میخورد و او بر زمین میافتد و میمیرد.

  • ترجمه های کمتر

    • برنده مسابقه
    • خرد
    • ذهن
    • رئیس
    • روح
    • سرکارگر
    • طرز فکر
    • عقل
    • قهرمان
    • قوه ذهنی
    • مزاح
    • مغز
    • پشت سر
    • پیروز

تصاویر با "Kepala"

عباراتی شبیه به "Kepala" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Kepala" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه