ترجمه "Kerja" به فارسی
کار, کار, شغل بهترین ترجمه های "Kerja" به فارسی هستند.
Kerja
-
کار
nounKerja rohani untuk membantu orang lain datang ke kerajaan Tuhan merupakan usaha berkumpulan.
کار روحانی کمک برای آوردن کسی به پادشاهی خدا یک تلاش گروهی است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kerja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kerja
-
کار
nounApabila anda menjadi semakin mahir, anda akan semakin menyukai kerja anda.
هر چه مهارتت در کار بیشتر شود، از آن بیشتر لذّت خواهی برد.
-
شغل
nounAyah dah ada kerja ayah, sebelum filem buku komik ketiga tu.
تو یه شغل داشتی بابا. قبل از فیلم سوم کامیک بوک.
-
اجازه نامه
noun
-
ترجمه های کمتر
- اسم
- امرمهم
- ایجاد کردن
- تکلیف
- حرفه
- حوزه
- خوابگاه کشتی
- دام
- دایره
- دوره
- دوره زندگی
- رنج
- سبب شدن
- صدا
- طرح
- متعهد
- مجادله
- محصول رنج
- محنت
- مسیر
- ندا
- هنرستانی
- وظیفه
- پروانه
- پیشه
- کار حیاتی
- کار عمده
- کار مشکل
- یادداشت مختصر
عباراتی شبیه به "Kerja" با ترجمه به فارسی
-
فعل گذرا
-
گروه قیدی
-
صنعت دستی · کاردست
-
ساعات کار اداری · هفت روز · هفته
-
نظام سیاست فرستنده
-
کاربرگ
-
فعل · لغت · کلمه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن