ترجمه "Kuasa" به فارسی
توان, قدرت, انرژی بهترین ترجمه های "Kuasa" به فارسی هستند.
Kuasa
-
توان
nounTetapi berfikir apa yang Helium mungkin dicapai dengan kuasa itu.
اما فکر کنيد هليوم چه کارهايي که با اين قدرت ميتونه بکنه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kuasa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kuasa
-
قدرت
nounMenjadi seorang penyelia tidak bermaksud seseorang mendapat kuasa atau kedudukan tinggi.
چنین منصبی به مفهوم رسیدن به مقام و قدرت نیست.
-
انرژی
nounDan menyalurkan semua kuasa sia-sia.
و همه انرژی های بلااستفاده رو تخلیه کن.
-
زور
noun
-
ترجمه های کمتر
- نیرو
- اتصاف
- اداره
- استطاعت
- استیلا
- اهتزاز
- برق
- تاب
- تحکم
- تسلط
- حوزه قضایی
- دایره
- دفتر
- دفترخانه
- دیوان
- سلطه
- غلبه
- قلمرو قدرت
- نجیب زاده
- نما
عباراتی شبیه به "Kuasa" با ترجمه به فارسی
-
انرژی خورشیدی
-
کودتا
-
وکالت نامه
-
مقدار گرد شده
-
اسب بخار
-
انتقال انرژی الکتریکی
-
استان · حوزه قضایی · قلمرو قدرت · ولایت
-
ابر قدرت · قدرت دنیوی · کشور با قدرت · کشور بسیار قوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن