ترجمه "Kulit" به فارسی
پوست, پوست, چرم بهترین ترجمه های "Kulit" به فارسی هستند.
Kulit
-
پوست
nounMereka kata ada Pengkhutbah Kulit Putih yang memburu LRA.
ميگن يه واعظ سفيد پوست هست که با ارتش مقاومت ميجنگه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kulit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kulit
noun
-
پوست
nounیکی از بزرگ ترین اعضای بدن
Ya, masih ada satu kulit mutan di luar sana. Aku berniat nak mencarinya.
آره ، يه پوست فرا انسان ديگه هنوز مونده ، و ميخوام اون فرا انسان رو پيداش کنم.
-
چرم
nounIni kulit haiwan yang asli, tanpa mengorbankan haiwan yang berkenaan.
این چرم خالص واقعی است، که هیچ حیوانی به خاطر آن جانش را از دست نداده است.
-
تراشه
noun
-
ترجمه های کمتر
- خلال
- سبوس
- لایه زیرین پوست
- نرده چوبی
- نوعی ماهی
- پوست خام
- پوست کندن
- پوشال
- پوشش اندام
- کلش
- کندن
تصاویر با "Kulit"
عباراتی شبیه به "Kulit" با ترجمه به فارسی
-
دارچین
-
پوستک
-
روپوست · پوست
-
سرطان پوست
-
گالینگور
-
جوشن · زره · سلاح
-
توژ · پوست · پوست درخت
-
ریختن · پوست انداختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن