ترجمه "Lokomotif" به فارسی
لوکوموتیو, لوکوموتیو, حرکت دهنده بهترین ترجمه های "Lokomotif" به فارسی هستند.
Lokomotif
-
لوکوموتیو
nounKami sentiasa mencari lelaki untuk membersihkan bara daripada lokomotif.
ما همیشه دنبال کسایی هستیم که خاکسترای لوکوموتیو رو تمیز کنن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Lokomotif " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
lokomotif
-
لوکوموتیو
nounKami sentiasa mencari lelaki untuk membersihkan bara daripada lokomotif.
ما همیشه دنبال کسایی هستیم که خاکسترای لوکوموتیو رو تمیز کنن
-
حرکت دهنده
adjective noun -
نیروی محرکه
adjective noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن