ترجمه "Menara" به فارسی
برج, برج, زندان بهترین ترجمه های "Menara" به فارسی هستند.
Menara
-
برج
nounسازه بلند
Saya senyum dan menawarkan majalah Menara Pengawal dan Awake!
من هم لبخند زدم و مجلّهٔ برج دیدهبانی و «بیدار شوید!»
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Menara " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
menara
-
برج
nounDia menyuruh mereka membina sebuah kota yang mempunyai sebuah menara yang besar.
او به مردم گفت شهری بنا کنند و برج بزرگی در آن بسازند.
-
زندان
noun -
سیاه چال
noun -
محبس
noun
تصاویر با "Menara"
عباراتی شبیه به "Menara" با ترجمه به فارسی
-
برج کج پیزا
-
مناره
-
برج خنککننده
-
فانوس دریایی · چراغ خانه · چراغ دریایی
-
برجهای دوقلوی پتروناس
-
manāra · manārat · miʾẕanat · mīnār · ǧoutara · منار · مناره
-
برج بابل
-
برج ساعت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن