ترجمه "Mulut" به فارسی
دهان, دهن, دهان بهترین ترجمه های "Mulut" به فارسی هستند.
Mulut
-
دهان
nounحفره بدن و اطراف آن بافت نرم در سر
"Mulut" yang memberitahu anda di mana jalan keluar ialah hala "keluar".
یک دهان که به تو میگوید که برو بیرون، یعنی خروج.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Mulut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
mulut
noun
-
دهن
nounTiada siapa boleh mengambil mulut isteri saya, kecuali saya.
هي ، هيچكس به دهن زن من دست نميزنه ، مگر خودم.
-
دهان
nounLompat masuk ke dalam mulut saya jika kamu mahu hidup.
اگه مي خواين زنده بمونيد بپرين توي دهان من.
-
روزنه
noun -
فک
noun
عباراتی شبیه به "Mulut" با ترجمه به فارسی
-
کم گویی
-
بی محابا · بی پرده · رک · رک و راست · رک گو · سرراست · صاف وساده · نیرومند · پرحرف
-
بیماری دست، پا و دهان
-
دسر
-
بی محابا · بی پرده · رک · رک و راست · رک گو · سرراست · صاف وساده · نیرومند · پرحرف
-
سرطان دهان
-
تب برفکی
-
زاغی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن