ترجمه "Musim" به فارسی
فصل, فصل, موسم بهترین ترجمه های "Musim" به فارسی هستند.
Musim
-
فصل
nounتغیراتی آب وهوایی در سال که بیشتر چهار نوع است
Musim kering di Israel pada zaman dahulu agak panjang dan boleh berlangsung selama enam bulan.
فصل خشکی و گرما در روزگار اسرائیلیان معمولاً طولانی بود و تا شش ماه ادامه مییافت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Musim " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
musim
noun
-
فصل
nounBercakap pasal awal, bulan depan musim burung puyuh.
صحبت از بزودي شد ، ماه آينده فصل بلدرچيناست.
-
موسم
nounSempena musim Peringatan, adakah anda akan menyebarkan kebenaran tentang Yesus dengan bersemangat?
پس بیایید طی موسم یادبود مرگ مسیح، حقیقت را دربارهٔ عیسی با غیرت تمام اعلام کنیم.
عباراتی شبیه به "Musim" با ترجمه به فارسی
-
تغییر ساعت تابستانی
-
زمستان · زِمِستان
-
خزان · پائیز · پاييز · پاییز
-
تابستان · تابستانی · تابستون · توسون · نیمه تابستان · هامین · چله تابستان
-
خزان · پاييز
-
بهار
-
تغییر ساعت تابستانی
-
تابستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن