ترجمه "Pegawai" به فارسی
افسر (ارتش), افسر, سرکار بهترین ترجمه های "Pegawai" به فارسی هستند.
Pegawai
-
افسر (ارتش)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pegawai " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
pegawai
noun
-
افسر
nounDua pegawai telah terbunuh, tiga dikejarkan ke hospital.
دو افسر پلیس کشته و سه تا به بیمارستان برده شدن.
-
سرکار
nounTuan Pegawai Pemulihan, apabila kita akan tahu hukuman kita?
، سرکار ما کي حکممون رو دريافت ميکنيم ؟
عباراتی شبیه به "Pegawai" با ترجمه به فارسی
-
استوار
-
مدیر عامل اجرایی
-
بازرس بهداشت محیط
-
مدیر عملیات
-
جنگلبان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن