ترجمه "Penyakit" به فارسی
بیماری, مرض, بیماری بهترین ترجمه های "Penyakit" به فارسی هستند.
Penyakit
-
بیماری
nounPenyakit nenek saya inilah yang mendorong saya mencari jawapannya.
خُب کشمکش مادربزرگم با این بیماری منجر شد که من برای همه عمر در جستجوی این موضوع باشم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Penyakit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
penyakit
noun
-
مرض
nounSaya terfikir jiran saya yang isterinya telah menderita penyakit Alzheimer.
من در بارۀ همسایه ام فکر می کنم که زنش از مرض آلزایمر رنج می برد.
-
بیماری
nounDalam kalangan mereka, ada seorang wanita yang menghidap penyakit yang serius.
اما، در میان آن جمعیت، زنی بود که به فکر بیماری جانکاه خود بود.
-
ضرم
-
ترجمه های کمتر
- ناخوشی
- ابتلا
- با محبت
- بیماری مزمن
- خونگرمی
- عاطفه
- علاقه
- علت
- کسالت
تصاویر با "Penyakit"
عباراتی شبیه به "Penyakit" با ترجمه به فارسی
-
سل
-
بیماری روانی
-
زوال عقل
-
بیماری مقاربتی
-
زوال عقل
-
بیماری آلزایمر
-
دیسفاژی
-
اختلال اعصاب · اختلال روانی · نژندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن