ترجمه "Perniagaan" به فارسی
کسبوکار, تجارت, تعمیر گاه بهترین ترجمه های "Perniagaan" به فارسی هستند.
Perniagaan
-
کسبوکار
Jack menjual perniagaan dan rumahnya yang besar agar dia dapat merintis bersama isterinya.
جَک خانهٔ بزرگ و کسبوکار خود را فروخت تا بتواند به همراه همسرش به خدمت پیشگامی بپردازد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Perniagaan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
perniagaan
-
تجارت
nounYa, saya cuba mengembangkan perniagaan di pantai barat.
آره ، دارم میرم یه تجارت تو ساحل غربی راه بندازم.
-
تعمیر گاه
noun -
دکه
noun
-
ترجمه های کمتر
- سیاست بازرگانی
- فروشگاه
- مغازه
- کارگاه
- کسب و کار
عباراتی شبیه به "Perniagaan" با ترجمه به فارسی
-
بازرگان · تاجر
-
کارت ویزیت
-
مدیر مخاطبین کاری
-
درخواست های کاری
-
کسب و کار الکترونیک
-
بازرگان
-
کارت ویزیت الکترونیکی
-
ناحیه تجاری مرکزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن