ترجمه "Proses" به فارسی
فرآیند, اقدامات, روند بهترین ترجمه های "Proses" به فارسی هستند.
Proses
-
فرآیند
nounProses ini tidak memudaratkan, dan Daisy, lembu ini, boleh hidup dengan gembira.
این فرآیند مضر نیست، و این گاو، "دایسی" می تواند زندگی خوبی داشته باشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Proses " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
proses
-
اقدامات
noun -
روند
Nounتناوب انجام کار
Dia berfikiran sempit dan tak pedulikan proses politik.
کاملاً با اراده ست و فقط يک هدف داره و هيچ اهميتي به روندِ سياسي نميده.
عباراتی شبیه به "Proses" با ترجمه به فارسی
-
نیتریفیکاسیون
-
خروج بصورت آرام
-
فرایند تصادفی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن