ترجمه "Punggung" به فارسی
کپل, پشت, پس بهترین ترجمه های "Punggung" به فارسی هستند.
Punggung
-
کپل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Punggung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
punggung
-
پشت
nounPernah sekali, dia pukul punggung saya semasa saya sedang mengikat tali kasut.” —Bethany.
یه روز که خم شده بودم بند کفشمو ببندم، از پشت بهم دست زد.»—بَتانی.
-
پس
adverb -
کپل
-
ترجمه های کمتر
- اساس
- سرین
- ظهر
- قسمت نهایی
عباراتی شبیه به "Punggung" با ترجمه به فارسی
-
ابلاغ کردن · اختلاف پیداکردن · تخصیص دادن به · تغییر کردن · خواستن · متفرق شدن · منحرف شدن · میل کردن · وقف کردن · پرت شدن
-
تکیه گاه اصلی · ستون فقرات · ستون مهره · فقره · لنگر · مهره · وابستگی عمده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن