ترجمه "Tabiat" به فارسی
عادت, عادت, معتاد به بهترین ترجمه های "Tabiat" به فارسی هستند.
Tabiat
-
عادت
nounTabiat sebegini bantu saya bertumpu kepada apa yang saya miliki dan bukannya kepada apa yang tidak saya miliki.
این عادت به من کمک کرد که افکارم را بر آنچه داشتم متمرکز کنم، نه آنچه نداشتم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Tabiat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
tabiat
-
عادت
nounApabila anda mengembangkan tabiat menyimpan wang, anda akan bermanfaat secara peribadi.
هنگامی که شما عادت می کنید پس انداز کنید، شخصاَ از آن منفعت خواهید برد.
-
معتاد به
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن