ترجمه "Titik" به فارسی

نقطه, نقطه, اتم بهترین ترجمه های "Titik" به فارسی هستند.

Titik
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقطه

    noun

    Titik kritikal di mana medula bercantum dengan tulang belakang.

    يه نقطه جالب که مغزاستخوان با ستون فقرات بهم ميرسن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Titik " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

titik noun
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقطه

    noun

    Kita semua berada pada titik yang berlainan pada jalan itu, dan kita perlu melayan sesama sendiri menurut keperluan.

    ما همه در نقاط مختلف از مسیر قرار داریم، و باید بر این اساس به یکدیگر خدمت کنیم.

  • اتم

    noun
  • جوهر فرد

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • حرف
    • خال
    • خس
    • خط اتحاد
    • رگه
    • ریزه
    • عیب
    • قطره
    • لک
    • لکه
    • لکه کوچک
    • هدف گیری کردن
    • چکه
    • کوچکترین ذره

عباراتی شبیه به "Titik" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Titik" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه