ترجمه "Wilayah" به فارسی
ولایت, استان, سرزمین بهترین ترجمه های "Wilayah" به فارسی هستند.
Wilayah
-
ولایت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Wilayah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
wilayah
-
استان
nounDan kepalanya ada ganjaran di sekitar 12 wilayah Kree.
و برای اون یکی توی دوازده استان کری جایزه میدن
-
سرزمین
nounTidak lama kemudian, wilayah kerajaan sepuluh suku bangsa Israel ini dipenuhi dengan jenayah dan kekerasan.
اندکی بعد سرزمین از جنایت و خشونت پر میشود.
-
قلمرو
nounDia tahu kalau kita hampiri wilayah udara Klingon, perang yang dahsyat akan meletus.
اون مي دونه اگه ما نزديک قلمرو کلينگون ها بشيم... يه جنگ همه جانبه در مي گيره
-
ترجمه های کمتر
- ولایت
- بخش
- بلوک
- تملک زمین
- زمین
- شهرستان
- ناحیه
- کشور
عباراتی شبیه به "Wilayah" با ترجمه به فارسی
-
استان تولا
-
استان لیپتسک
-
استان اسمولنسک
-
استان کورسک
-
استان مرزی شمال غربی
-
قلمروی وابسته
-
استان ولوگدا
-
استان ساراتوف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن