ترجمه "adat" به فارسی
رسم, عادت, تشریفات بهترین ترجمه های "adat" به فارسی هستند.
adat
noun
دستور زبان
-
رسم
nounTapi dah jadi adat wanita untuk menyebut nama suaminya..
ولي اين رسم است که زنها نام همسر را ببرند
-
عادت
noun -
تشریفات
noun
-
ترجمه های کمتر
- تشریفات مذهبی
- سررسید
- سنت
- سنن ملی
- سود سرمایه
- عقیده رایج
- مدت
- هند
- کاربرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " adat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "adat" با ترجمه به فارسی
-
تشریفات · تشریفاتی · جشن · مراسم · مربوط به جشن
-
رسم · سررسید · سنت · سنن ملی · سود سرمایه · عقیده رایج · مدت · کاربرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن