ترجمه "ahli" به فارسی

عضو, با استادی, ذی صلاحیت بهترین ترجمه های "ahli" به فارسی هستند.

ahli
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عضو

    noun

    Bukan awak sahaja ahli keluarga yang saya perlu risaukan.

    تو تنها عضو خانواده نیستی که باید نگرانش باشم.

  • با استادی

    adjective
  • ذی صلاحیت

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • شایسته
    • عنصر
    • لایق
    • متخصص
    • مولفه
    • ویژه کار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ahli " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ahli" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ahli" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه